جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
69
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
مرتفعترين نقطهء آن 7000 پا از سطح دريا ارتفاع دارد . 3 - دشت بلند حدود جنوبى آن تمايل شيب هم از قزوين به طرف تهران است . بين رشت و قزوين منزلهاى سفر به شرح ذيل است : نام منزلها / مسافت به فرسخ / مسافت تقريبى به ميل رشت به كوهدم ( كهدم ) / 6 / 16 كهدم به رستمآباد / 5 / 2 / 1 18 رستمآباد به منجيل / 5 / 2 / 1 17 منجيل به پاچنار / 5 / 13 پاچنار تا مزره / 5 / 20 مزره به قزوين / 5 / 21 جمع « 1 » / 31 فرسخ / 106 ميل رشت به قزوين - بعد از خروج از رشت جاده از قسمت ابتدائى كمربند جنگلى و سپس از جنگل كه بخار و بوى بدى دارد مىگذرد در آنجا حيوانات
--> ( 1 ) - جمع كل فرسخها ضرب در چهار هميشه معادل با تعداد ميلها نمىشود به اين دليل كه فرسخ واحد مسافت است و هيچيك از اجزاء فرسخ به حساب نمىآيد . بنابراين 2 / 1 12 ميل برابر چهار فرسخ محسوب مىشود كه مساوى 16 ميل است و بايد كرايه براساس اين حساب پرداخت گردد . بعلاوه طول فرسخ در نقاط مختلف مملكت متفاوت و بسته به وضع طبيعى زمين است و اصطلاح محلى ناظر بر اين است كه حيوان باربر در ظرف يك ساعت آن را طى مىكند . ازاينرو در نقاط كوهستانى فرسخ از حدود سه ميل تجاوز نمىكند در صورتى كه در اراضى هموار شايد چهار ميل هم مقياس كافى نباشد . كلمهء فرسخ معرب فرسنگ ( اين اصطلاح در زبان يونانى نيز هست ) و فرض بر اين است كه از قطعه سنگ كه در جادهها مىنهادهاند و علامت فواصل معينى بين راه بوده است . در يكى از كتابهاى زند و اوستا تعريف تا اندازهاى مبهم راجع به اين اصطلاح ديده مىشود . فرسخ مسافتى است كه آدم دوربين مىتواند شترى را از دور تشخيص بدهد كه سفيد است يا سياه ، ولى در لرستان ميزان تشخيص صدا است نه قدرت ديد و فرسخ مسافتى است كه صداى طبل را مىتوان شنيد . در واقع پرسنگ اصلا يك واحد بابلى و مبتنى بر ارج بابلى و مساوى با 523 / 3 ميل بوده است ولى فرسنگ جديد بنابر اختلاف ارج متفاوت مىباشد و اقل اندازهء آن 915 / 3 ميل مىباشد كه همان ارج يا ذراع سلطنتى بابل بود . رجوع شود به يادداشتهاى ژنرال شيندلر دربارهء طول فرسخ در نشريهء انجمن جغرافيائى سلطنتى ( دورهء جديد ) .